| |
| پنجشنبه 13 تیر ماه سال 1387 |
| جشن تیرگان فرخنده باد |
آریا بوم:«جشن تیرگان» از بزرگ ترین جشن های ایران باستان است در ستایش و گرامیداشت «تیشتـَر»(تِشتـَر- تیر- شباهنگ - شِعرای یَمانی)، ستاره ی باران آور در باورهای مردمی، و درخشان ترین ستاره ی آسمان که در نیمه ی دوم سال، همزمان با افزایش بارندگی ها، در آسمان سرِ شبی دیده می شود. این جشن در کنار آب ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش ِرو همراه بوده و همچون دیگر جشن هایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شده است. ----------- تیر روز از تیرماه برابر با 13 تیر در گاهشماری ایرانی تشتر، ستاره ی رایومند فرهمند را می ستاییم؛ که شتابان به سوی «فراخکرت» بتازد چون آن تیر ِدر هوا پَران که آرش تیرانداز - بهترین تیرانداز ایرانی - از کوه «اَیریو خشتوثَ» به سوی کوه «خوانونـَت» بیانداخت ... آنگاه آفریدگار اهوره مزدا بدان دمید، پس آنگاه [ ایزدان ] آب و گیاه، مهر فراخ چراگاه، آن [ تیر ] را راهی پدید آوردند. اوستا - تشتر یشت، کرده ی چهارم
«جشن تیرگان» از بزرگ ترین جشن های ایران باستان است در ستایش و گرامیداشت «تیشتـَر»(تِشتـَر- تیر- شباهنگ - شِعرای یَمانی)، ستاره ی باران آور در باورهای مردمی، و درخشان ترین ستاره ی آسمان که در نیمه ی دوم سال، همزمان با افزایش بارندگی ها، در آسمان سرِ شبی دیده می شود.
آب پاشی این جشن در کنار آب ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش ِرو همراه بوده و همچون دیگر جشن هایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شده است. در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیواتیر» منسوب شده است. «ابوریحان بیرونی» و «گردیزی» در «زین الاخبار» ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی یعنی «کیخسرو» را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه ای دانسته اند. جشن تیرگان بجز این روز در نخستین تیر روز از سال یعنی سیزدهم فروردین (سیزده بدر) و سیزدهم مهرماه نیز برگزار می شود. ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیین هایی برگزار می کنند که برگرفته و در ادامه ی جشن تیرگان است. فال کوزه یکی دیگر از مراسم این جشن مانند بسیاری از جشن های ایرانی «فال کوزه»(چکُ دولَه) می باشد. روز قبل از جشن تیرگان، دوشیزه ای را برمی گزینند و کوزه ی سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او می دهند که «دوله» نام دارد، او این ظرف را از آب پاکیزه پر می کند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه ی آن می اندازد آنگاه «دوله» را نزد همه ی کسانی که می برد که آرزویی در دل دارند و می خواهند در مراسم «چک دولَه» شرکت کنند و آن ها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند این ها در آب دوله می اندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد می برد و در آن جا می گذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه ی کسانی که در دوله جسمی انداخته اند و نیت و آرزویی داشتنه اند در جایی گرد هم می آیند و دوشیزه، دوله را از زیر درخت به میان جمع می آورد. در این فال گیری بیشتر بانوان شرکت می کنند و سال خوردگان با صدایی بلند به نوبت شعرهایی می خوانند و دختر در پایان هر شعر، دست خود را درون دوله می برد و یکی از چیزها را بیرون می آورد، به این ترتیب صاحب آن جسم متوجه می شود که شعر خوانده شده مربوط به نیت، خواسته و آرزوی او بوده است. دستبند تیر و باد در آغاز جشن بعد از خوردن شیرینی، بندی به نام «تیر و باد» که از 7 ریسمان به 7 رنگ متفاوت بافته شده است به دست می بندند و در باد روز از تیرماه (9 روز بعد) این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می سپارند تا آرزوها و خواسته هایشان را به عنوان پیام رسان به همراه ببرد. این کار با خواندن شعر زیر انجام می شود : تــیـــر بــرو بــاد بــیـا غــم بــرو شـادی بـیا محنت برو روزی بیا خـوشه ی مرواری بیا در باورهای مردم، درباره ی جشن تیرگان دو روایت وجود دارد که روایت نخست همچنان که در بالا گفته شد مربوط به فرشته باران یا «تیشتر» می باشد و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است : در اوستا، تشتر یشت (تیر یشت)، تیشتر فرشته ی باران است که در ده روز اول ماه به چهره ی جوانی پانزده ساله در می آید و در ده روز دوم به چهره ی گاوی با شاخ های زرین و در ده روز سوم به چهره ی اسبی سپید و زیبا با گوش های زرین. تیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو می رود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسب سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، ظاهری ترسناک دارد، روبه رو می شود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمی خیزند و تیشتر در این نبرد شکست می خورد، به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد می جوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می گردد و آب ها می توانند بدون مانعی به مزرعه ها و چراگاه ها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمی خاستند به این سو و آن سو راند، و باران های زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند. روایت دیگر نیز درباره ی «آرش کمانگیر» اسطوره و قهرمان ملی ایرانیان است و اینکه میان ایران و توران سال ها جنگ و ستیز بود، در نبرد میان «افراسیاب» و «منوچهر»، شاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می خورد؛ این رویداد در روز نخست تیر روی می دهد و در گذشته ها این روز برای ایرانیان عزا ای ملی بود (و جالب است بدانید هنوزم دیدار از خانواده های عزادار در این روز میان زرتشتیان رایج است) سپاه ایران در مازندران به تنگنا می افتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در می آیند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستیز از میان برخیزد می پذیرند که از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کنند هر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هیچ یک از دو کشور از آن فراتر نروند؛ تا در این گفتگو بودند، سپندارمذ (ایزدبانوی زمین) پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. آرش در میان ایرانیان بزرگ ترین کماندار بود و به نیروی بی مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می کرد. سپندارمذ به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. او خود را آماده کرد، برهنه شد، و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تندرستم و کژی ای در وجودم نیست، ولی می دانم چون تیر را از کمان رها کنم همه ی نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بی جان بر زمین افتاد (درود بر روان پاک آرش و روان های پاک همه ی سربازان ایرانی). هرمز، خدای بزرگ، به فرشته ی باد (وایو) فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان می رفت و از کوه و در و دشت می گذشت تا در کنار رود «جیهون» بر تنه ی درخت گردویی که بزرگ تر از آن در گیتی نبود؛ نشست.
آنجا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن گرفتند. . |
|
| |
| پنجشنبه 13 تیر ماه سال 1387 |
| انتقال احمد قصابان به اندرزگاه 8 زندان اوین |
کمیته گزارشگران حقوق بشر : احمد قصابان، فعال دانشجویی که بیش از یکسال است در زندان به سر می برد، عصر امروز به دلیل آنچه تخطی از قوانین زندان عنوان شده است، به اندرزگاه 8 زندان اوین انتقال یافت. به گفته ی زندانیان سیاسی، اندرزگاه 8 به لحظ شرایط بهداشتی و زندگی، از نامناسب ترین بندهای زندان اوین است و به دلیل نگهداری بیش از حد زندانی در این بند، اکثر زندانیان تازه وارد ناچار کف خواب می شوند. گفته می شود انتقال زندانیان سیاسی به بندهای مختلف از زمان مدیریت جدید زندان اوین، شدت بیشتری به خود گرفته است، به طوریکه مسئولان زندان به بهانه های واهی زندانیان را که به زندگی در یک بند عادت کرده اند، به بندهای دیگر منتقل کرده و دلایل آن را تخطی از قوانین عنوان می کنند. احمد قصابان به دلیل عدم شرکت در ورزش صبحگاهی زندان با جریمه انتقال به اندرزگاه 8 مواجه شد. گفتنی است با وجود تاکید آیین نامه سازمان زندان ها بر رعایت اصل تفکیک جرایم، هم اکنون در زندان اوین زندانیان سیاسی در بندهای مختلف و در میان جرایم گوناگون نگهداری می شوند. اکثر زندانیان اندرزگاه 8 را، افراد با جرایم قاچاق و مواد مخدر تشکیل می دهند. |
|
| |
| پنجشنبه 13 تیر ماه سال 1387 |
| بی خبری از ویدا دهفانیان، فعال فرهنگی |
و مدیر یک انتشارات در زندان اوین
تبریزنیوز :بازداشت 20 روزه "فاطمه (ویدا) دهقانیان" فعال فرهنگی و مدیر یک انتشارات در زندان اوین ، نگرانی فعالین حقوق بشر را برانگیخته است. "آرش کیخسروی"،وکیل پایه یک دادگستری و فعال سیاسی در ایران در گفتگو ضمن رد هر گونه اتهامی که مستمسک دستگیری و بازداشت این فعال فرهنگی شده است گفت: " فاطمه (ویدا) دهقانیان" ظهر روز جمعه 24 خرداد 1387 ، توسط پلیس امنیت در اطراف میدان ونک تهران در حالیکه در حال تردد بود دستگیر و پرونده وی در اختیار دادگاه انقلاب قرار می گیرد. آن روز تجمعی(بدون مجوز دولتی) در خصوص اعتراض و مقابله با مفاسد اقتصادی مرتبط با اظهارات فردی به نام "پالیزدار"، در پارک ملت برگزار شده بود که تعدادی از زنان و دختران و حتی نوجوان کم سن و سال نیز دستگیر شده اند. "آرش کیخسروی"، در خصوص موارد نقض حقوق بشر در مورد پرونده هایی...
ادامه مطلب ... |
|
| |
| پنجشنبه 13 تیر ماه سال 1387 |
| اطلاعیه / نگرانی از سرنوشت کمال شریفی |
در پی عملیات نیروهای امنیتی جهت دستگیری کمال شریفی عضو تحت تعقیب حزب دموکرات کردستان و از اعضای اتحادیه روزنامه نگاران آزاد کردستان ، در شهر سقز و پس از تیراندازی به منزل محل سکونت وی ، نهایتاً همراه وی به نام "شیخ غریب حسنی" کشته شد و صاحب خانه به نام "درویش علی مطیعی" به شدت مجروح گردید ، و نهایتاً در طی این یورش کمال درویشی نیز دستگیر و بهمراه فرد مجروح نخست به بازداشتگاه اطلاعات سقز و سپس به اداره اطلاعات سنندج منتقل گردیدند . در تاریخ 10/4/87 درویش علی مطیعی که مورد اصابت دو گلوله در نزدیکی قلب قرار گرفته و در حالت کما فرو روفته بود با قید وثیقه ای سنگین جهت اعزام به مراکز درمانی به خانواده خود تحویل داده شد . در همین راستا نیروهای امنیتی ضمن ممنوع خروج نمودن تعدادی از اهالی شهر سقز جهت انجام تحقیقات در تاریخ 9/4/87 "سید عطاالله حسینی" از فعالان سیاسی شهر سقز را بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل نمودند . کماکان از سرنوشت کمال شریفی هیچگونه اطلاع موثقی در دست نیست . مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران بدینوسیله مراتب نگرانی خود را از سرنوشت این روزنامه نگار و فعال سیاسی اعلام میدارد و از نهادهای قضایی میخواهد که نسبت به سرنوشت وی پاسخگو باشند .
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تهران - تیر ماه 1387 برابر با 02-07-2008 |
|
| |
| پنجشنبه 13 تیر ماه سال 1387 |
| فشار برای تعطیل یک روزنامه منقد دیگر |
روزآنلاین، پریسا حاتمی : همزمان با اوجگیری تبلیغات رسانههای محافظهکاران برای ایجاد اختلاف بین کروبی و جبهه اصلاحطلبان، قائممقام کروبی در حزب اعتماد ملی با انتشار یادداشتی کمسابقه در روزنامه ارگان این حزب، به انتقاد از احمدی نژاد پرداخت و خواستار پاسخگویی او درباره ادعاهای مربوط به ارتباط دولت نهم با امام زمان شد. انتشار این یادداشت باعث شد که عصر دیروز به خاطر شکایت مدعیالعموم برای مدیرمسئول این روزنامه حکم جلب صادر شود و مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد نیز به این روزنامه "تذکر کتبی" بدهد. اتهام محمدجواد حقشناس که عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی است و روزنامه تحت مدیریت وی، ارگان این حزب محسوب میشود، "نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و افترا" عنوان شده و روابط عمومی دادسرا تصریح کرده است که شکایت مدعیالعموم مربوطه به یادداشت دیروز این روزنامه است. این یادداشت از صبح دیروز و به محض انتشار روزنامه، با واکنش تند رسانههای حامی دولت روبهرو شد، به طوری که حامیان احمدی نژاد خواستار توقیف روزنامه و برخورد با قائممقام حزب اعتماد ملی شدند.
( در ادامه خواهیم خواند: هفت سؤال جنجالی از احمدی نژاد/منتجبنیا کیست؟/قائممقام کروبی چه گفته است؟/حملات حامیان احمدی نژاد علیه منتجبنیا ) در این حال مدیرمسئول این روزنامه...
ادامه مطلب ... |
|