ناپلئون : حکومتها بر اساس لیاقت ملتها بر آنها حکومت می کند!!!

تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        

فراموشتان نخواهیم کرد

آرشیو
یکشنبه 16 تیر ماه سال 1387
عکس : برکات دولت خدمتگذار


یکشنبه 16 تیر ماه سال 1387
احداث محل هایی تحت عنوان “پردیس شهدا” در ۱۰ دانشگاه
خبرنامه امیرکبیر: مدیرکل امور فرهنگی وزارت علوم از احداث محل هایی تحت عنوان “پردیس شهدا” در ۱۰ دانشگاه کشور خبر داد. به گفته وی این طرح در سه دانشگاه ارومیه، شهرکرد و سمنان نهایی شده و این طرح برای دانشگاههای شهید بهشتی و گیلان نیز در حال بررسی است. وی همچنین اعلام کرد هزینه مربوط به احداث هر یک از این پردیس ها را ۱۰۰ میلیون تومان می باشد.
محسن اسلامی افزود: “امسال حداقل در ۱۰ دانشگاه کشور پردیس شهدای دانشجو با حمایت بنیاد شهید و امور ایثارگران در دانشگاهها احداث می شوند که سهم بنیاد شهید و امور ایثارگران برای ایجاد هر پردیس ۲۵ میلیون تومان است و دانشگاه و وزارت علوم نیز به سهم خود برای احداث پردیسهای شهدای دانشجو اعتبار تخصیص می دهند.”
وی محل احداث این پردیس ها را در مرکز دانشگاه ها عنوان کرده و اعتبار لازم برای احداث هر یک از این پردیس ها را ۱۰۰ میلیون تومان دانست. اسلامی افزود: “پردیس شهدای دانشجو و یادمان شهدا بر اساس دستورالعمل بنیاد شهید در مورد یادمانها در دانشگاه و با توجه به طرحهای دانشگاهها به صورت یک طرح جامع احداث می شوند.”

یکشنبه 16 تیر ماه سال 1387
همراه با دکتر علیرضا نوری زاده در یکهفته با خبر

دردم از یار است و درمان نیز هم...

سه شنبه 24 تا جمعه 27 ژوئن
پیشدرآمد: این هفته پیشدرآمد من شعری است که از لحظه جوشیدنش در دل تا تصویرگرفتنش بر صفحه کاغذ ربع ساعتی بیشتر نبود، اما چنان این شعر به دلم نشسته که چند روزی هر جا میروم با من است. هفته گذشته روز تولدم بود. یکباره وحشت کردم که ای داد، دوری از خانه پدری به سی سال رسید و خدا میداند که خود بوسه بر آن خاک خواهی زد و یا خاکسترت! این شعر هدیه خودم به خودم بود برای روز تولدم، در بلورسازی تهران، و خانم عزت ملک قابله خانوادگی که به پدر مژده داده بود ماشاءالله سالم و سرحال است...
وطن یعنی بهاری جاودانه
غزلهای لطیف عاشقانه
ترنّم های بارانِ سحرگاه
پَرِ پرواز در سودایِ خانه
وطن یعنی نفسهای مُعطّر
شمیمی از نماز صبح مادر

گُل شببو کنار حوض کوچک
تصاویری به شعرم سایه گُستر
وطن، دیروز و فردای من و تو
گلیم کهنهای در خانهای نو
سُفالی ذرههایش خاک کاشان
همان انگور شاهانی همان مُو
وطن، ابریشم خامی ز گیلان
وطن مهد دلیران، خاک شیران
خراسان، سیستان، تبریز و نیریز
صفاهان یزد و دشتستان و کرمان
بلوچستان و کردستان و تهران
وطن، مازندران ایلام و مهران
وطن شیرین و خسرو، زال و رستم
وطن تصویر دوری از رفیقان
خلیج فارس معنایِ وطن شد
همه جان و جهانم خواستن شد
ز جلفا سینه ام سرشار از عشق
چنان مازندران ایران من شد
وطن یعنی سرود شیر و خورشید
وطن یعنی هزاران شعله امید
وطن یعنی دماوند و عَلَم کوه
وطن مهرانه، پوراندخت، ناهید
وطن آوازهای عاشقانه
وطن مرغ سحر خواندن ترانه
وطن اسفندیار و کاوه، جمشید
وطن یک آسمان بیکرانه
وطن در کوچه ها آواز خواندن
به سوی ساری و آلاشت راندن
وطن تا دشت گرگان ره کشیدن
دماوند و شبی توچال ماندن
ز کرمانشاه تا اهواز رفتن
ز شوش و هفتگِل با هم گذشتن
کنار شط لبی تر کردن از مِی
به یاد دوستان ساغر شکستن
وطن جاری ترین رود زلال است
همانجائی که خاموشی محال است
دوای دردهای میهن من
دو جامی از می سرخ حلال است.
اگر میهن نفس، من سینه هستم
پر از خشمم ولی بی کینه هستم
اگر دورم من از آغوش گرمش
ولی من عاشقی دیرینه هستم
وطن یعنی که بی او مردگانیم
همه پیریم با آنکه جوانیم
چو بر خاک عزیزش سرگذاریم
اگر مردیم هم از زندگانیم.

این شعر را نوشتم و به وامی از شاملو که چوب مزایده بر قلم و دفتر و پیراهنش زدند و دل آیدای عاشق را شکستند، «همه لرزش دست و دلم» این روزها از آن است که حماقتهای اهل ولایت فقیه میرود به پیشبینی «محمد قائد» واقعیت ببخشد ـ همان راکه گفته بود «صد سال بر خرابههای ری اشک خواهیم ریخت و...».
راستی را که خبر مزایده لوازم شخصی الف. بامداد و خرید آنها توسط آقازاده مرا به شدت آزرده کرد. یاد آیدای عزیز بودم، زنی که در زمهریر سالهای بد شاملو، ناگهان چون خورشید طلوع کرد. و الف بامداد را چنان شیفته ساخت که بخشی از عاشقانهترین غزل قصیدههای زمان را به نامش متبرک ساخت. حالا آیدا بی احمدش، بدون بوی پیراهنش، خاکستر جانش، و مرد جهانش تنها دیروز را دوره میکند و امروز را و هنوز را.

باز هم از پالیزدار...

ادامه مطلب ...

یکشنبه 16 تیر ماه سال 1387
اطلاعیه،عباس امیرانتظام
بزرگترین افتخار من در زندگی ایرانی بودنم می باشد. من به این عشق بزرگ می بالم و در آن اوج می گیرم و چه خوشبخت و فیروزم که برای اعتلای نام ایران و دفاع از شرف ایرانی قادر به پرداخت هزینه می باشم. عشق من به ذره، ذره خاک ایران از عشق به تک تک هموطنانم جدا نیست. از رهگذر این عشق لایزال پیوند عاطفی و ناگسستنی من با تمامی ایرانی ها فارغ از گرایشات سیاسی، تعلقات دینی، باورها و جهان بینی، عادات و رسوم اجتماعی، شغل و جایگاه اجتماعی برقرار شده و من با همه کوشندگان راه آزادی و توسعه ایران همراه و همرزم هستم.هر چند که با هیچ یک از احزاب و گروه ها و جریانات سیاسی رابطه تشکیلاتی و سازمانی نداشته و در هر جایی از این کره ی خاکی که برای آزادی ایران و رفاه و سربلندی ایرانی گامی برداشته می شود من سرشار از امید و شادابی می گردم. و مسوولانه حاضر به مشارکت و پرداخت هزینه می باشم. ولی به لحاظ تجربه و علایق شخصی و با درک مسوولیت و وظایف ملی خود حتی به صورت افتخاری و عالیه در فهرست هیچ حزب، گروه، سازمان، دسته و یا جبهه ای قرار ندارم، چرا که بر این باور هستم که تعلق خاطر به یک حزب یا جریان سیاسی خاص بر پیوندهای عاطفی و معنوی من با تک تک مردم ایران تاثیر مثبت نمی گذارد. از ایران، متذکر می گردم که درج نام من در پای هر اعلامیه و بیانیه سیاسی که در مسیر این خواسته قرار نداشته باشد متاسفانه بی توجهی به علایق و عواطف من می باشد از اینرو اینجانب مسوولیت هیچ بیانیه و اعلامیه ای را که متن امضا شده آن در سایت شخصی من به آدرس http://www.iran-amirentezam.com قرارنگیرد به عهده نمی گیرم.
عباس امیرانتظام
تهران
11 تیر 1387

 
تعداد بازدیدکنندگان : 6293


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
لوگو دونی